دل نوشته های یک سرگشته

از من سرگشته هرگز شرح عشقم را مپرس*************این چه حاصل، قصه رنج آوری ماند به جا

**** امام هادی علیه السلام می فرمایند **** اَلنّاسُ فِى الدُّنيا بِالاَْموالِ وَ فِى الآخِرَةِ بِالاَْعمالِ اعتبار مردم در دنيا به مال است و در آخرت به عمل. (بحارالأنوار، ج 78، ص 368، ح3) **** التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه فروتنی در آن است كه با مردم چنان كنی كه دوست داری با تو چنان باشند . (المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225 ) **** العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة نارضایتی پدر و مادر ، كم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می كشاند . (مسند الامام الهادی ، ص 303 ) **** من كان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر هر كه بر طریق خداپرستی محكم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبك آید، گر چه تكه تكه شود. (تحف العقول ، ص 511) **** لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245) ****

خامنه ای که شد رهبر، بیمه شد خون بابا اکبر،به یاد راوی حماسه 9 دی،داداش حسین بسی

سفره پهن بود اما جز عزا غذای مان نبود. برق رفته بود حتی از چشمانمان. مثل ماه رمضان رادیو را مادر بزرگ گذاشته بود سر سفره که "افشار" خبر داد خامنه ای شده رهبر. این بار اشک "عزیز" از شوق سرازیر شد. همانجا سجده کرد خدا را و گفت: بیمه شد خون اکبر. پدربزرگم غذا را رها کرد و رفت از کتابخانه اتاقش گشت و گشت تا عاقبت پیدا کرد تصویر رئیس جمهور مکتبی سید علی خامنه ای را و زد روی دیوار پذیرایی، کنار عکس امام. من بلند شدم با ماژیک خط زدم رئیس جمهور مکتبی را و به جای آن نوشتم رهبر انقلاب. حالا رئیس جمهور مکتبی شده بود رهبر انقلاب. نیازی هم به "معظم" نداشت. عظمت در ذات خامنه ای است. عمویم زنگ زد. در را باز کردم. لباسش مشکی بود. از بهشت زهرا می آمد. سر و وضعش نامرتب بود. سراسیمه گفت: چه خبر؟ چه کسی شده رهبر؟ گفتم: نگران نباش، بیمه شد خون بابا اکبر. پرسید: خامنه ای شده رهبر؟ گفتم: الله اکبر خامنه ای رهبر. مرگ بر ضد ولایت فقیه. گفتم: خامنه ای که شد رهبر، بیمه شد خون بابا اکبر. دشمن خمینی، کافر است اما دشمن خامنه ای، منافق است. گفتم: روح منی خامنه ای، بت شکنی خامنه ای. گفتم: "خمینی رفت فرزندش علی هست، خدا را شکر بر امت ولی هست". گفتم: خامنه ای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است. بعد بیسیم بابا اکبر را دست گرفتم و گفتم: میثم میثم عمار، میثم میثم عمار، خامنه ای شد عباس نگهدار. عشق علمدار. سرور و سالار. دلبر و دلدار. میثم تمار. یاسر عمار. حیدر کرار. تازه، امام زیباتر از من گفته بود: "ولایت فقیه امتداد ولایت رسول الله است". نسل من همانگونه گوش به فرمان خامنه ای است که شهیدان گوش به امر خمینی داشتند. روح منی خامنه ای، بت شکنی خامنه ای. خامنه ای اما فقط رهبر من نیست، ولی امر مسلمین جهان است. امید کودک آواره فلسطینی هم خامنه ای است. رهبر حزب الله لبنان نصرالله نیست، خامنه ای است. نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان است و دستبوس مولای ماست. امید آن آمریکایی تازه مسلمان شده هم خامنه ای است. رهبر هر شیعه علی، هر آزاده ای خامنه ای است. ما دین مان اسلام است، مذهب مان تشیع اما حزب مان فقط حزب علی است، که رهبر فقط سید علی است. رسالت خمینی کامل نمی شد الا با ابلاغ ولایت خامنه ای. مگر روح الله نگفت که خامنه ای لیاقت رهبری دارد؟ از نظر ما خامنه ای هم روح خداست. ناوشکن جماران، کشتی نوح است و خامنه ای ناخدای باخداست. بگذار در روزگار آزگاری که تملق شب تبدیل به مد روز شده ما مداح ماه باشیم. بگذار در دوره ای که عده ای دخیل به شبکه های ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن بسته اند ما دلبسته این ماه پاره شب چهارده خرداد باشیم. ما ذره ای هستیم از شعاع نور ماه. ما همان مزه "احلا من العسل" ایم. ما سرباز خوبی برای خامنه ای باشیم، همان قاسم ابن الحسنیم. ما ستاره های خوبی برای ماه باشیم، همان پسران ام البنینیم. ما فداییان خامنه ای باشیم همان جوانان کوچه بنی هاشمیم. ما گوش به فرمان رهبر باشیم، همان برادران عباسیم. ما اگر نگذاریم علی تنها بماند، همان فرزند زهراییم. ما اگر در راه خامنه ای شهید شویم هیچ فرقی با همت و باکری نداریم …

بر گرفته از یاداشت روز 14 خرداد حسین قدیانی

 

نویسنده : شاهد : ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم