دل نوشته های یک سرگشته

از من سرگشته هرگز شرح عشقم را مپرس*************این چه حاصل، قصه رنج آوری ماند به جا

**** امام هادی علیه السلام می فرمایند **** اَلنّاسُ فِى الدُّنيا بِالاَْموالِ وَ فِى الآخِرَةِ بِالاَْعمالِ اعتبار مردم در دنيا به مال است و در آخرت به عمل. (بحارالأنوار، ج 78، ص 368، ح3) **** التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه فروتنی در آن است كه با مردم چنان كنی كه دوست داری با تو چنان باشند . (المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225 ) **** العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة نارضایتی پدر و مادر ، كم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می كشاند . (مسند الامام الهادی ، ص 303 ) **** من كان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر هر كه بر طریق خداپرستی محكم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبك آید، گر چه تكه تكه شود. (تحف العقول ، ص 511) **** لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245) ****

تئاتر منحرف جنسی در تهران

ترویج و عادی‌سازی اباحه‌گری و ابتذال‌بخشی از محورهای نمایش «هدا گابلر» است که از 15 دی ماه برای عموم مردم در تئاتر شهر تهران در حال نمایش است.

تئاتر منحرف جنسی در تهران + تصاویر

نمایش «هدا گابلر» که به نویسندگی و کارگردانی «وحید رهبانی» به محلی برای ترویج اباحه‌گری، ابتذال و عادی‌سازی چند شوهری، اختلاط زن و مرد و استفاده از نمادهای یک فرقه انحرافی موسوم به «بردگی جنسی و فراماسونری» و دیگر اقدامات ضدارزشی تبدیل شده است.


بر اساس این گزارش، نمایش مذکور که مبتنی بر فلسه نیست‌انگاری غربی است و هیچ نسبتی با آموزه‌های ملی و مذهبی ما ندارد، پیش از این در بیست‌وهفتمین جشواره بین‌المللی تئاتر فجر و نیز برای اهالی رسانه به صورت اختصاصی به نمایش گذاشته شده بود.
در یکی از بخش‌های این تئاتر شخصیت زن نمایش توسط زنجیری از سوی معشوقه خود کشیده می‌شود که این تصویر نماد فرقه انحرافی بردگی جنسی است.

 



بر پایه این گزارش نمایشنامه «هدا گابلر» یک درام تراژیک -تخیلی با مختصات تفکر غربی است. در این داستان «هنریک ایبسن» - نویسنده این مجموعه - برای اینکه تأملات درونی‌اش را پنهان کند در قالب یک شخصیت دیگر آن را به مخاطب نشان می‌دهد. واضح است که نویسنده تحت تأثیر متون فلسفی نیست‌‌انگاری قرار داشته؛ فلسفه‌ای که بنیانگذارش فردریش نیچه بوده است.



شخصیت داستان، فردی آشفته‌حال و ناامید است که برای اطمینان یافتن از قدرت خویش، موجب نابودی اطرافیان و نزدیکان می‌شود و سرانجام در مقابل کشمکش‌های زندگی تسلیم می‌شود و خود را به مرگ می‌سپارد.


نگاه ایبسن به زندگی توهم‌آلود و سیاه است و شخصیت نمایشی او آدمی شکست‌خورده و ناموفق را به تصویر می‌کشد. فردی که از همه ناامید شده است و اعتماد به نفس پایین او را به کام مرگ می‌کشاند.
به هر حال در شرایطی که در نمایشنامه‌های غربی آثار فاخری نیز دیده می‌شود نمایش مبتذل و متاثر از فلسفه نیست‌انگار «هدا گابلر» با بازی نسیم ادبی، احمد ساعتچیان، مهدی بجستانی، رضا مولایی، شیوا ابراهیمی، روح الله حق‌گو لسان و ندا حاجی بابایی برای عموم در حال اجرا است که نشان می‌دهد بخش عمده حوزه هنر، همچنان از وجود هنرمندان متعهد و نیز فقدان نمایشنامه‌های پُر محتوای اسلامی - ایرانی رنج می‌برد.

 و سپس

 

 

 

دفاع تمام قد "مسافر آستانه" از یک نمایش مبتذل

 

حسین مسافر آستانه، مدیر مرکز هنرهای نمایشی با اشاره به نمایش "هدا گابلر" درمجموعه تئاترشهر گفت: علیرغم آنچه که از عدم رضایت نسبت به وضعیت کنونی تئاتر عنوان کردم و بسیاری از هنرمندان جامعه ما نیز نسبت به آن رضایت کامل ندارند، برخوردهایی از این دست را که معلوم نیست از سر غرض‌ورزی است و یا ناآگاهی؛ نشانه ظلم آشکار و دشمنی نسبت به ماهیت تئاتر می‌دانم و هر انسان آگاهی که مختصر اطلاعاتی نسبت به تئاتر و نویسندگان این حوزه، مسئولین این حوزه و ... داشته باشد به راحتی به ناعادالانه بودن چنین اظهارنظرهایی پی خواهد برد.

به گفته وی "ایبسن" در دنیا نویسنده شناخته شده‌ای است و در همین خبرگزاری محترم فارس هم پیش از این از او به عنوان منتقد بزرگ فساد درجوامع غربی و نویسنده‌ای مردم‌گرا و اخلاق­گرا اسم برده شده است. اکثر آثار این نویسنده در ایران ترجمه شده و بعضی از آنها در رسانه ملی هم پخش شده است و نسبت اباحه­گری و ابتذال و نیست انگاری به این نویسنده فقط از روی جهالت است.

مدیرکل هنرهای نمایشی ضمن قدردانی از نگاه‌ های هوشمندانه و حساسیت دلسوزانه‌ای که در رسانه‌ها وجود دارد،خاطرنشان کرد: مواظب باشیم بعضاَ ‌از سر غفلت و ناآگاهی و یا غرض‌ورزی به تئاتر و تئاتری ظلم نکنیم و شایسته نیست به خاطر برخی سوءتفاهمات و استنباط‌ های شخصی و احساسی، تن تئاتر و هنرمندان تئاتر را بلرزانیم.

به گفته وی،‌ مرکز هنرهای نمایشی با اهتمام، دقت و حساسیت، خود را پاسدار ارزشهای اخلاقی و اعتقادی می‌داند و مصرانه و مستمر، بر آن است تا از آثاری حمایت کند که منطبق بر ارزشها و منویات اخلاقی و اعتقادی جامعه باشد و به شدت از این حوزه مراقبت می کند و اگر احساس کند گروهی یا جریانی در این زمینه قصور داشته، شدیداَ برخورد می‌کند.

مسافرآستانه یادآور شد: نمایش "هدا گابلر"‌در سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر حضور داشته و از آن زمان تاکنون در نوبت اجرای عمومی بوده است. در آن اجراها هم بسیاری از خبرنگاران، منتقدان و عکاسان، تماشاگر این نمایش بودند و اخبار و گفت‌ وگوهای بسیاری نیز، از آن در رسانه‌ها منتشر شده است ولی هیچ‌ گاه، چنین نسبت‌ های ناروایی به آن داده نشده است.

وی افزود: بنده نه به دلیل مسئولیتم بلکه به عنوان یک نفر علاقه‌مند به تئاتر اغلب نمایش‌ ها را می‌بینم. این نمایش را از نزدیک تماشاگر بودم و علیرغم اینکه نظرات و نقدهایی نسبت به این اجرا دارم، به طورکلی همه آنچه که در اظهار­نظرها آمده است تکذیب می‌کنم.

به گفته وی، آنچه دستاویز برخی اظهارنظرهای شتابزده را پیرامون این نمایش سبب شده، عکس‌‌هایی است که متأسفانه به صورت غیرقانونی و بدون مجوز از اولین اجرای آن که ویژه خبرنگاران و منتقدین بوده است، صورت گرفته، ‌اجرایی که برای اولین بار با لباس، گریم، دکور صورت گرفته و قطعاَ، ‌در همه آنها نقایص بسیاری وجود دارد و شورای نظارت مرکز هنرهای نمایشی پس از این اجرا نظارت‌ های لازم را با حساسیت‌های ویژه متذکر شده و به اصلاح آن پرداخته است.

مدیرکل هنرهای نمایشی ضمن تشکر از همه رسانه‌های دلسوز و مسئولین فرهنگی، خواستار همدلی و همیاری با خانواده تئاتر شد و اظهار امیدواری کرد تا با حمایت‌های جدی از حوزه تئاتر شاهد پویایی و اعتلای این هنر باشیم.

وی با بیان اینکه تئاتر یک محصول فرهنگی است از همه طیف‌های جامعه خواست در نقد آثار فرهنگی رویکردهای فرهنگی داشته باشیم و همه کمک کنیم تا هنرمندان تئاتر کشور به جای دغدغه‌های پیش پاافتاده و روزمرگی و رفاهی، به رسالت، جایگاه، اهداف کلان و ساختارهای محتوایی، مضمونی و اجتماعی تئاتر بیندیشند و منصفانه در تمامی زمینه‌های مشارکت کنند



عمده موضوع این نمایش حول شخصیت یک زن خودخواه و هوسران و مطلقه استوار شده که هم اکنون با اینکه شوهر دارد با یک قاضی بی‌قید نیز دوست بوده و با وی رابطه دارد.



در ادامه این نمایش که مبتنی بر نگره توهم‌افکن و سیاه‌آلود نویسنده نروژی آن یعنی «هنریک ایبسن» Henrik-Ibsen است، زن هوسران همواره به دنبال اجیرکردن عشق مردان برای خود بوده و به راحتی با دوستش - شخصیت قاضی- رابطه نامشروع دارد، اگرچه این رفتار در منظومه تفکرات غرب طبیعی به نظر می‌رسد.



عادی‌سازی شرب خمر و حالات مستی پس از آن به صورت تلویحی با پوشش خوردن آب پرتقال و نیز برقراری رابطه نامشروع به صورت علنی و آشکار از دیگر نکاتی است که در این نمایش مبتذل دیده می‌شود و گفته قاضی این نمایش مبنی بر اینکه «من دوست دارم همیشه نفر سوم باشم» موید اباحه گری جنسی در این به اصطلاح نمایشنامه است.

نویسنده : شاهد : ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

احسان وبخشش امام حسین

  احسان به قدر معرفت و بینش

روزى یک نفر از اعراب بیابان محضر حضرت حسین (ع) آمد و گفت: یابن رسول الله به یک خونبهاى کامل ضامن شده و از پرداخت آن عاجز شده‏ام، پیش خود گفتم: بروم مشکل خود را پیش بزرگوارترین مردم مطرح کنم و از او کمک بطلبم و از اهل بیت رسول الله، اصیل‏تر و بزرگوارتر نیافتم، لذا مشکل خودم را محضر شما آورده‏ام.
امام (ع) فرمود: اى برادر عرب سه مسأله از تو خواهم پرسید اگر از یکى جواب بدهى یک سوم مال را به تو خواهم داد و اگر از دو مسأله جواب دادى دو سوم مال و در صورت جواب به هر سه مسأله، همه خونبها را به تو خواهم داد.
اعرابى گفت: یابن رسول الله (ص) آیا مثل تو از مثل من مى‏پرسد حال آنکه تو از اهل علم و شرف هستى؟ امام (ع) فرمود: بلى از جدم رسول خدا (ص) شنیدم، مى‏فرمود: «المعروف بقدر المعرفة» احسان به اندازه معرفت باید باشد.
اعرابى گفت: حالا که این طور است بپرسید اگر توانستم جواب مى‏دهم وگرنه از شما مى‏آموزم و لاقوة الا بالله.
امام (ع) فرمود: «أَىّ الاعمالِ أفضل؟»کدام عمل از همه اعمال افضل است؟ اعرابى جواب داد: «الایمان بالله» ایمان به خدا، امام فرمود: «فما النجاة من المهلکة؟»نجات از هلاکت کدام است؟ جواب داد: «الثقة بالله» اعتماد به خدا.
امام (ع) فرمود: کدام چیز مرد را زینت مى‏دهد؟ «فما یزیّن الرجل» گفت: علم که توأم با حلم باشد.
فرمود: اگر آن نباشد کدام چیز زینت است؟
گفت: مال که توأم با مروت و مردانگى باشد.
فرمود: اگر آن هم نباشد، کدام چیز زینت مرد است؟
جواب داد: فقر توأم با صبر و خویشتن دارى.
فرمود: اگر آن هم نباشد، دیگر چه چیز زینت انسان است ؟
جواب داد: صاعقه‏اى که از آسمان بیافتد و او را بسوزاند، که او به این صاعقه اهل است .
حضرت خندید و کیسه‏اى به اعرابى داد که هزار دینار در آن بود، و انگشتر مبارکش را نیز به او داد که نگین آن به دویست درهم مى‏ارزید، فرمود: دینارها را به طلبکاران خود بده، انگشتر را نیز صرف مخارج خودت بکن. اعرابى آنها را گرفت و این آیه را خواند: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» 1

دست بخشش گر

یک نفر عرب بیابانى داخل مدینه شد و گفت: بزرگوارترین کس در این شهر کیست؟ او را به امام حسین صلوات الله علیه دلالت کردند، عرب داخل مسجد شد، دید ابا عبدالله (ع) نماز مى‏خواند، او در مقابل حضرت ایستاد و چنین گفت:
لم یَخِب الان من رجاک و من
حرّک من دون بابک الحلقة
انت جواٌد و انت معتمدٌ
ابوک قد کان قاتل الفسقة
لو لاالذى کان من اوائلکم
کانت علینا الجحیم منطبقةً
هر که امروز تو را امید دارد و حلقه در تو را حرکت دهد، ناامید نمى‏شود، تو اهل بخشش و اهل اعتمادى، پدرت على (ع) قاتل فاسقان بود اگر دین اسلام توسط گذشتگان شما عرضه نمى‏شد، جهنم ما را احاطه مى‏کرد.
امام (ع) با شنیدن اشعار او دانست که انتظار کمک و مساعدت دارد، لذا به قنبر فرمودند: از مال حجاز چیزى مانده است؟ گفت: چهارهزار دینار مانده، فرمود: آنها را بیاور کسى که از ما سزاوارتر است آمده است آنگاه دو تا برد (لباس) خود را بیرون آورد، پولها را در آن پیچید و از لاى دو آنها را بیرون آورد و به اعرابى داد، زیرا که از او شرم مى‏کرد و چنین فرمود:
خذها فانى الیک معتذر
و اعلم بانى علیک ذو شفقة
لو کان فى سیرنا الغداة عصاً
امست سمانا علیک مندفقةً
لکن ربب الزمان ذو غِیَر
والکف منى قلیلة النفقة
بگیر این پولها را، من از تو اعتذار مى‏کنم، بدان که من به تو دلسوز و مهربانم، اگر در زندگى امروز، عصاى حکومت در دست ما بود، آسمان بخشش ما بر تو بسیار مى‏بارید، لیکن حوادث روزگار کارها را عوض مى‏کند، دست من از احسان کوتاه است .
اعرابى پولها را گرفت و گریست، امام فرمود: گویا عطاى ما را کم حساب کردى؟ گفت: نه، علت گریه‏ام آنست که چگونه مرگ این بخششگر را از بین خواهد برد.2

در خانه فقراء

عبدالرحمن خزاعى نقل مى‏کند روز عاشورا در پشت جناره پاک امام حسین (ع) زخمى دیده شد که زخم سلاح نبود، از امام زین‏العابدین (ع) از علت آن پرسیدند، فرمود: «هذا مما کان یحمل الجراب على ظهره الى منازل الارامل و الیتامى و المساکین» 3
یعنى این زخم اثر انبانهاست که پدرم صلوات الله علیه بر دوش مى‏گرفت و به خانه بیوه زنان، یتیمان و فقرا، طعام مى‏برد، آرى انسانها کامل و برگزیدگان خدا چنین بوده‏اند.

   

   

پى نوشتها:


1- ناگفته نماند: شیخ مفید در ارشاد امام سجاد (ع) را على اکبر فرموده و على بن الحسین (على اکبر مشهور) را که در کربلا شهید شد على بن الحسین الاصغر گفته است، مرحوم سید محسن امین صاحب اعیان الشیعه براى آن حضرت شش پسر و سه دختر گفته است و نیز گوید: مشهور آن است که: شهید کربلا على اکبر بود. و امام سجاد (ع) على اصغر، سیره ائمه ج 3 ص 49.
2- بحار ج 44 ص 196.
3- مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص .66 بحار ج 44 ص 190.
4- بحار ج 44 ص 190.

سید على اکبر قریشى

   

 

نویسنده : شاهد : ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تبریک جالب صنف قصابان به محمدرضاپهلوی

در کتاب" نکته های ویرایش" نوشته "علی صلح جو" صفحه 124 آمده است:


زمان شاه رسم بود که اصناف روز بیست و هشتم مرداد را به هم صنفهای خود و همچنین به شاه تبریک می گفتند و آرزوی سلامت بیشتری برای او می کردند.

در یکی از این سالها، صنف قصاب پلاکارد بزرگی در یکی از خیابانهای تهران می آویزد که روی آن با حرف درشت نوشته شده بود:« 28 مرداد، روز قیام ملی ایران را به عموم قصابان ایران علی الخصوص شاهنشاه آریا مهر تبریک می گوییم»

نویسنده : شاهد : ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

خامنه ای که شد رهبر، بیمه شد خون بابا اکبر،به یاد راوی حماسه 9 دی،داداش حسین بسی

سفره پهن بود اما جز عزا غذای مان نبود. برق رفته بود حتی از چشمانمان. مثل ماه رمضان رادیو را مادر بزرگ گذاشته بود سر سفره که "افشار" خبر داد خامنه ای شده رهبر. این بار اشک "عزیز" از شوق سرازیر شد. همانجا سجده کرد خدا را و گفت: بیمه شد خون اکبر. پدربزرگم غذا را رها کرد و رفت از کتابخانه اتاقش گشت و گشت تا عاقبت پیدا کرد تصویر رئیس جمهور مکتبی سید علی خامنه ای را و زد روی دیوار پذیرایی، کنار عکس امام. من بلند شدم با ماژیک خط زدم رئیس جمهور مکتبی را و به جای آن نوشتم رهبر انقلاب. حالا رئیس جمهور مکتبی شده بود رهبر انقلاب. نیازی هم به "معظم" نداشت. عظمت در ذات خامنه ای است. عمویم زنگ زد. در را باز کردم. لباسش مشکی بود. از بهشت زهرا می آمد. سر و وضعش نامرتب بود. سراسیمه گفت: چه خبر؟ چه کسی شده رهبر؟ گفتم: نگران نباش، بیمه شد خون بابا اکبر. پرسید: خامنه ای شده رهبر؟ گفتم: الله اکبر خامنه ای رهبر. مرگ بر ضد ولایت فقیه. گفتم: خامنه ای که شد رهبر، بیمه شد خون بابا اکبر. دشمن خمینی، کافر است اما دشمن خامنه ای، منافق است. گفتم: روح منی خامنه ای، بت شکنی خامنه ای. گفتم: "خمینی رفت فرزندش علی هست، خدا را شکر بر امت ولی هست". گفتم: خامنه ای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است. بعد بیسیم بابا اکبر را دست گرفتم و گفتم: میثم میثم عمار، میثم میثم عمار، خامنه ای شد عباس نگهدار. عشق علمدار. سرور و سالار. دلبر و دلدار. میثم تمار. یاسر عمار. حیدر کرار. تازه، امام زیباتر از من گفته بود: "ولایت فقیه امتداد ولایت رسول الله است". نسل من همانگونه گوش به فرمان خامنه ای است که شهیدان گوش به امر خمینی داشتند. روح منی خامنه ای، بت شکنی خامنه ای. خامنه ای اما فقط رهبر من نیست، ولی امر مسلمین جهان است. امید کودک آواره فلسطینی هم خامنه ای است. رهبر حزب الله لبنان نصرالله نیست، خامنه ای است. نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان است و دستبوس مولای ماست. امید آن آمریکایی تازه مسلمان شده هم خامنه ای است. رهبر هر شیعه علی، هر آزاده ای خامنه ای است. ما دین مان اسلام است، مذهب مان تشیع اما حزب مان فقط حزب علی است، که رهبر فقط سید علی است. رسالت خمینی کامل نمی شد الا با ابلاغ ولایت خامنه ای. مگر روح الله نگفت که خامنه ای لیاقت رهبری دارد؟ از نظر ما خامنه ای هم روح خداست. ناوشکن جماران، کشتی نوح است و خامنه ای ناخدای باخداست. بگذار در روزگار آزگاری که تملق شب تبدیل به مد روز شده ما مداح ماه باشیم. بگذار در دوره ای که عده ای دخیل به شبکه های ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن بسته اند ما دلبسته این ماه پاره شب چهارده خرداد باشیم. ما ذره ای هستیم از شعاع نور ماه. ما همان مزه "احلا من العسل" ایم. ما سرباز خوبی برای خامنه ای باشیم، همان قاسم ابن الحسنیم. ما ستاره های خوبی برای ماه باشیم، همان پسران ام البنینیم. ما فداییان خامنه ای باشیم همان جوانان کوچه بنی هاشمیم. ما گوش به فرمان رهبر باشیم، همان برادران عباسیم. ما اگر نگذاریم علی تنها بماند، همان فرزند زهراییم. ما اگر در راه خامنه ای شهید شویم هیچ فرقی با همت و باکری نداریم …

بر گرفته از یاداشت روز 14 خرداد حسین قدیانی

 

نویسنده : شاهد : ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

 

http://muslimvillage.com/wp-content/uploads/2010/05/israel-nuclear-v-iran-cartoon1.jpg

Israel’s Nuclear Weapons


The Israeli nuclear weapons program grew out of the conviction that the Holocaust justified any measures Israel took to ensure its survival. Consequently, Israel has been actively investigating the nuclear option from its earliest days. In 1949, HEMED GIMMEL a special unit of the IDF's Science Corps, began a two-year geological survey of the Negev desert with an eye toward the discovery of uranium reserves. Although no significant sources of uranium were found, recoverable amounts were located in phosphate deposits.

The program took another step forward with the creation of the Israel Atomic Energy Commission (IAEC) in 1952. Its chairman, Ernst David Bergmann, had long advocated an Israeli bomb as the best way to ensure "that we shall never again be led as lambs to the slaughter." Bergmann was also head of the Ministry of Defense's Research and Infrastructure Division (known by its Hebrew acronym, EMET), which had taken over the HEMED research centers (HEMED GIMMEL among them, now renamed Machon 4) as part of a reorganization. Under Bergmann, the line between the IAEC and EMET blurred to the point that Machon 4 functioned essentially as the chief laboratory for the IAEC. By 1953, Machon 4 had not only perfected a process for extracting the uranium found in the Negev, but had also developed a new method of producing heavy water, providing Israel with an indigenous capability to produce some of the most important nuclear materials.

For reactor design and construction, Israel sought the assistance of France. Nuclear cooperation between the two nations dates back as far as early 1950's, when construction began on France's 40MWt heavy water reactor and a chemical reprocessing plant at Marcoule. France was a natural partner for Israel and both governments saw an independent nuclear option as a means by which they could maintain a degree of autonomy in the bipolar environment of the cold war.

The Sinai Crisis

In the fall of 1956, France agreed to provide Israel with an 18 MWt research reactor. However, the onset of the Suez Crisis a few weeks later changed the situation dramatically. Following Egypt's closure of the Suez Canal in July, France and Britain had agreed with Israel that the latter should provoke a war with Egypt to provide the European nations with the pretext to send in their troops as peacekeepers to occupy and reopen the canal zone. In the wake of the Suez Crisis, the Soviet Union made a thinly veiled threat against the three nations. This episode not only enhanced the Israeli view that an independent nuclear capability was needed to prevent reliance on potentially unreliable allies, but also led to a sense of debt among French leaders that they had failed to fulfill commitments made to a partner. French premier Guy Mollet is even quoted as saying privately that France "owed" the bomb to Israel.

On 3 October 1957, France and Israel signed a revised agreement calling for France to build a 24 MWt reactor (although the cooling systems and waste facilities were designed to handle three times that power) and, in protocols that were not committed to paper, a chemical reprocessing plant. This complex was constructed in secret, and outside the IAEA inspection regime, by French and Israeli technicians at Dimona, in the Negev desert under the leadership of Col. Manes Pratt of the IDF Ordinance Corps.

Both the scale of the project and the secrecy involved made the construction of Dimona a massive undertaking. A new intelligence agency, the Office of Science Liasons,(LEKEM) was created to provide security and intelligence for the project. At the height construction, some 1,500 Israelis some French workers were employed building Dimona. To maintain secrecy, French customs officials were told that the largest of the reactor components, such as the reactor tank, were part of a desalinization plant bound for Latin America. In addition, after buying heavy water from Norway on the condition that it not be transferred to a third country, the French Air Force secretly flew as much as four tons of the substance to Israel.

Trouble arose in May 1960, when France began to pressure Israel to make the project public and to submit to international inspections of the site, threatening to withhold the reactor fuel unless they did. President de Gaulle was concerned that the inevitable scandal following any revelations about French assistance with the project, especially the chemical reprocessing plant, would have negative repercussions for France's international position, already on shaky ground because of its war in Algeria.

At a subsequent meeting with Ben-Gurion, de Gaulle offered to sell Israel fighter aircraft in exchange for stopping work on the reprocessing plant, and came away from the meeting convinced that the matter was closed. It was not. Over the next few months, Israel worked out a compromise. France would supply the uranium and components already placed on order and would not insist on international inspections. In return, Israel would assure France that they had no intention of making atomic weapons, would not reprocess any plutonium, and would reveal the existence of the reactor, which would be completed without French assistance. In reality, not much changed - French contractors finished work on the reactor and reprocessing plant, uranium fuel was delivered and the reactor went critical in 1964.

U.S. Spies On Dimona

The United States first became aware of Dimona's existence after U-2 overflights in 1958 captured the facility's construction, but it was not identified as a nuclear site until two years later. The complex was variously explained as a textile plant, an agricultural station, and a metallurgical research facility, until David Ben-Gurion stated in December 1960 that Dimona complex was a nuclear research center built for "peaceful purposes."

There followed two decades in which the United States, through a combination of benign neglect, erroneous analysis, and successful Israeli deception, failed to discern first the details of Israel's nuclear program. As early as 8 December 1960, the CIA issued a report outlining Dimona's implications for nuclear proliferation, and the CIA station in Tel Aviv had determined by the mid-1960s that the Israeli nuclear weapons program was an established and irreversible fact.

United States inspectors visited Dimona seven times during the 1960s, but they were unable to obtain an accurate picture of the activities carried out there, largely due to tight Israeli control over the timing and agenda of the visits. The Israelis went so far as to install false control room panels and to brick over elevators and hallways that accessed certain areas of the facility. The inspectors were able to report that there was no clear scientific research or civilian nuclear power program justifying such a large reactor - circumstantial evidence of the Israeli bomb program - but found no evidence of "weapons related activities" such as the existence of a plutonium reprocessing plant.

Although the United States government did not encourage or approve of the Israeli nuclear program, it also did nothing to stop it. Walworth Barbour, US ambassador to Israel from 1961-73, the bomb program's crucial years, primarily saw his job as being to insulate the President from facts which might compel him to act on the nuclear issue, alledgedly saying at one point that "The President did not send me there to give him problems. He does not want to be told any bad news." After the 1967 war, Barbour even put a stop to military attachés' intelligence collection efforts around Dimona. Even when Barbour did authorize forwarding information, as he did in 1966 when embassy staff learned that Israel was beginning to put nuclear warheads in missiles, the message seemed to disappear into the bureaucracy and was never acted upon.

Israel's First Bomb

In early 1968, the CIA issued a report concluding that Israel had successfully started production of uclear weapons. This estimate, however, was based on an informal conversation between Carl Duckett, head of the CIA's Office of Science and Technology, and Edward Teller, father of the hydrogen bomb. Teller said that, based on conversations with friends in the Israeli scientific and defense establishment, he had concluded that Israel was capable of building the bomb, and that the CIA should not wait for an Israeli test to make a final assessment because that test would never be carried out.

CIA estimates of the Israeli arsenal's size did not improve with time. In 1974, Duckett estimated that Israel had between ten and twenty nuclear weapons. The upper bound was derived from CIA speculation regarding the number of possible Israeli targets, and not from any specific intelligence. Because this target list was presumed to be relatively static, this remained the official American estimate until the early 1980s.

The actual size and composition of Israel's nuclear stockpile is uncertain, and is the subject of various estimates and reports. It is widely reported that Israel had two bombs in 1967, and that Prime Minister Eshkol ordered them armed in Israel's first nuclear alert during the Six-Day War. It is also reported that, fearing defeat in the October 1973 Yom Kippur War, the Israelis assembled 13 twenty-kiloton atomic bombs.

Vanunu Reveals Secrets

http://nuclearweaponarchive.org/Israel/Vanunu1.jpg

http://www.voltairenet.org/IMG/jpg/390-21.jpg

Israel could potentially have produced a few dozen nuclear warheads in the period 1970-1980, and might have possessed 100 to 200 warheads by the mid-1990s. In 1986 descriptions and photographs of Israeli nuclear warheads were published in the London Sunday Times of a purported underground bomb factory. The photographs were taken by Mordechai Vanunu, a dismissed Israeli nuclear technician. His information led some experts to conclude that Israel had a stockpile of 100 to 200 nuclear devices at that time.

http://masonluk.net/res_km/picture669.jpg 

By the late 1990s the U.S. Intelligence Community estimated that Israel possessed between 75-130 weapons, based on production estimates. The stockpile would certainly include warheads for mobile Jericho-1 and Jericho-2 missiles, as well as bombs for Israeli aircraft, and may include other tactical nuclear weapons of various types. Some published estimates even claimed that Israel might have as many as 400 nuclear weapons by the late 1990s. We believe these numbers are exaggerated.

The Dimona nuclear reactor is the source of plutonium for Israeli nuclear weapons, and the number of nuclear weapons that could have been produced by Israel can be estimated on the basis of the power level of this reactor. Information made public in 1986 by Mordechai Vanunu indicated that at that time, weapons grade plutonium was being produced at a rate of about 40 kilograms annually. If this figure corresponded with the steady-state capacity of the entire Dimona facility, analysts suggested that the reactor might have a power level of at least 150 megawatts, about twice the power level at which is was believed to be operating around 1970. To accomodate this higher power level, analysts had suggested that Israel had constructed an enlarged cooling system. An alternative interpretation of the information supplied by Vanunu was that the reactor's power level had remained at about 75 megawatts, and that the production rate of plutonium in the early 1980s reflected a backlog of previously generated material.

http://rightvsleft.com/wp-content/uploads/2010/05/dimona-israel-nuclear1.jpg 

The upper and lower plausible limits on Israel's stockpile may be bounded by considering several variables, several of which are generic to any nuclear weapons program. The reactor may have operated an average of between 200 and 300 days annually, and produced approximately 0.9 to 1.0 grams of plutonium for each thermal megawatt day. Israel may use between 4 and 5 kilograms of plutonium per weapon [5 kilograms is a conservative estimate, and Vanunu reported that Israeli weapons used 4 kg].

The key variable that is specific to Israel is the power level of the reactor, which is variously reported to be at least 75 MWt and possibly as high as 200 MWt. New high-resolution satellite imagery provides important insight this matter. The imagery of the Dimona nuclear reactor was acquired by the Public Eye Project of the Federation of American Scientists from Space Imaging Corporation's IKONOS satellite. The cooling towers associated with the Dimona reactor are clearly visible and identifiable in satellite imagery. Comparison of recently acquired commercial IKONOS imagery with declassified American CORONA reconnaissance satellite imagery indicates that no new cooling towers were constructed in the years between 1971 and 2000. This strongly suggests that the reactor's power level has not been increased significantly during this period. This would suggest an annual production rate of plutonium of about 20 kilograms.

Based on plausible upper and lower bounds of the operating practices at the reactor, Israel could have thus produced enough plutonium for at least 100 nuclear weapons, but probably not significantly more than 200 weapons.

Some type of non-nuclear test, perhaps a zero yield or implosion test, occurred on 2 November 1966 [possibly at Al-Naqab in the Negev]. There is no evidence that Israel has ever carried out a nuclear test, although many observers speculated that a suspected nuclear explosion in the southern Indian Ocean in 1979 was a joint South African-Israeli test.

Sources and Resources

  • The Third Temple's Holy Of Holies: Israel's Nuclear Weapons Warner D. Farr, LTC, U.S. Army, September 1999
  • The Bomb That Never Is by Avner Cohen, Bulletin of the Atomic Scientists, May/June 2000, Vol 56, No. 3 pp.22-23
  • Israel and the Bomb. Avner Cohen has provides a detailed account of of the political aspects of Israel's nuclear history that draws on thousands of American and Israeli government documents-most of them recently declassified and never before cited-and more than one hundred interviews with key individuals who played important roles in this story.
  • Obsessive secrecy undermines democracy By Reuven Pedatzur Ha'aretz. Tuesday, August 8, 2000 -- Cohen published "Israel and the Bomb" in the United States, and a Hebrew translation of the book has appeared here. In the eyes of the defense establishment, Cohen has committed a double sin.
  • Fighting to preserve the tattered veil of secrecy By Ronen Bergman The publication of Dr. Avner Cohen's book and of the Vanunu trial transcripts set off alarm bells for the Defense Ministry's chief of security, who is striving to protect the traditional opacity regarding Israel's nuclear affairs.
  • Blast, from the past to the present By Yirmiyahu Yovel Ha'aretz. 28 July 2000 -- If, in the context of the peace agreements and talks with the United States, Israel were to confirm its nuclear capability - while committing itself to no nuclear testing and pledging to build its defense system on conventional weapons as in the past - maybe then it might achieve at least de facto recognition, if not international legitimacy, for its nuclear weaponry, to be used only as a "last resort" and a tool for safeguarding peace after Israel withdraws.
  • Israel The Nuclear Potential of Individual Countries Treaty on Nonproliferation of Nuclear Weapons Problems of Extension Appendix 2 Russian Federation Foreign Intelligence Service 6 April 1995
  • The Samson Option. Israel's Nuclear Arsenal and American Foreign Policy Seymour M Hersh, [New York: Random House, 1991]
  • Israeli Nuclear Strategy by Air Marshal Sir Timothy Garden
  • Israel: Plutonium Production The Risk Report Volume 2 Number 4 (July-August 1996).
  • Israel: Uranium Processing and Enrichment The Risk Report Volume 2 Number 4 (July-August 1996).
نویسنده : شاهد : ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

پالایش هوشمند تصاویر مستهجن در اینترنت!

محققان دانشگاه صنعتی شریف موفق به طراحی نرم‌افزار تشخیص و فیلترینگ تصاویر با پردازش تصویر و یادگیری ماشین با قابلیت تشخیص بیش از 90 درصد تصاویر غیر اخلاقی متداول شدند.

مهران فتوحی، دانشجوی دکتری دانشگاه صنعتی شریف که به همراه غلامرضا بخشی دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه یزد موفق به طراحی این نرم افزار شده اند، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: در حال حاضر پالایش‌های اولیه در اینترنت بر اساس نشانی اینترنتی و برخی کلمات در متن انجام می‌شود که دیگر چندان مناسب نیستند زیرا راه‌های زیادی برای عبور از این نوع فیلترینگ وجود دارد.

وی با بیان اینکه روش‌های قدیمی و ناکارآمد منجر به پالایش کور می‌شود، تصریح کرد: در جدیدترین روش‌های پالایش اینترنت، صفحات وب را بر اساس محتوا بررسی می‌کنند.

فتوحی خاطرنشان کرد: روش طراحی شده در این طرح، بدین صورت است که با استفاده از روش‌های پردازش تصویر و یادگیری ماشین، تصاویر غیر اخلاقی تشخیص داده می‌شود.

فتوحی با بیان اینکه این نرم‌افزار دارای دو مرحله آ‌موزش و تست است، خاطرنشان کرد: در مرحله آ‌موزش، ویژگی‌های استخراج شده از بزرگترین ناحیه پوستی توسط شبکه عصبی آموزش داده می‌شود. همچنین این ویژگی‌ها شامل ویژگی ها شکل و بافت است و تصاویر مورد استفاده برای آموزش از صفحات اینترنتی جمع‌آوری شده است که خروجی شبکه عصبی میزان غیر اخلاقی بودن تصویر ورودی را نشان می‌دهد.


به گفته فتوحی، دقت این روش بسیار بالاست به نحوی که با انتخاب مقدار مناسب آستانه بدوی خروجی شبکه عصبی، بیش از 90 د رصد تصاویر غیر اخلاقی متداول به درستی تشخیص داده می‌شوند.

وی در خصوص چگونگی نصب نرم افزاربرای انجام عملیات فیلترینگ گفت: شرکت‌هایی که خدمات اینترنتی می‌دهند می‌توانند از این نرم‌افزار استفاده کنند. همچنین شرکت مخابرات از جمله مراکزی است که می‌توانند از این نرم افزاراستفاده کنند. البته گروه ما پیشنهاد کرده است که یک جست‌وجوگر ملی مانند «فایرفاکس» یا «اینترنت اکسپلورر» ساخته شده و این نرم افزار بومی فیلترینگ در آن تعبیه شود.

رجا نیوز 

نویسنده : شاهد : ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

آشنایی با پدافند غیر عامل

 

جنگ یکی از عناصر پایدار تاریخ بشری است. به طوری که جامعه‌شناسان آن را به عنوان یک پدیده و واقعیت اجتماعی قلمداد نموده‌اند. بشریت در طول 5 هزار سال تاریخ تمدن خود 14 هزار جنگ را دیده و در این جنگ‌ها بیش از 4 میلیارد انسان جان باخته‌اند. گفتنی اینکه در طول چند هزار سال تمدن بشری صرفا 268 سال بدون جنگ و مناقشه بوده است، در طی 45 سال (از سال 1945 تا 1990) در کره زمین فقط 3 هفته بدون جنگ بوده و اکثر این جنگ‌ها در کشورهای جهان سوم به وقوع پیوسته است.
در قرن بیستم بیش از 220 جنگ به وقوع پیوسته و بیش از 200 میلیون تلفات انسانی داشته است. میهن اسلامی‌مان طی سالیان گذشته شاهد چهار جنگ مهم (جنگ تحمیلی، جنگ اول خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ آخر آمریکا و انگلیس علیه عراق) بوده است و وقوع مناقشات و جنگ‌های دیگری با اهداف ژئوپلتیک، مهار، محاصره و مقابله با انقلاب اسلامی جزء اهداف راهبردی استکبار جهانی می‌باشد.
تجارب حاصله از جنگ‌های گذشته خصوصا هشت سال دفاع مقدس، جنگ 43 روزه 1991 متحدین علیه عراق (جنگ اول خلیج فارس)، جنگ 11 هفته‌ای سال 1999 ناتو علیه یوگسلاوی، جنگ اخیر امریکا و انگلیس علیه عراق موید این نظر است که کشور مهاجم جهت در هم شکستن اراده ملت و توان اقتصادی، نظامی و سیاسی کشور مورد تهاجم با اتخاذ استراتژی انهدام مراکز ثقل؛ توجه خود را صرف بمباران و انهدام مراکز حیاتی و حساس می‌نماید.
انجام اقدامات دفاع غیرعامل، در جنگ‌های نامتقارن امروزی در جهت مقابله با تهاجمات خصمانه و تقلیل خسارت ناشی از حملات هوایی، زمینی و دریایی کشور مهاجم، موضوعی بنیادی است که وسعت و گستره آن تمامی زیرساخت‌ها و مراکز حیاتی و حساس نظامی و غیرنظامی، سیاسی، ارتباطی، مواصلاتی نظیر بنادر، فرودگاه‌ها، و پل‌ها، زیر ساخت‌های محصولات کلیدی نظیر پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، مجتمع‌های بزرگ صنعتی، مراکز هدایت و فرماندهی و جمعیت مردمی کشور را در برمی‌گیرد تا حدی که حفظ امنیت ملی و اقتصادی، شکست‌ناپذیری در جنگ، به نحو چشمگیری وابسته به برنامه‌ریزی و ساماندهی همه جانبه در موضوع حیاتی دفاع غیرعامل می‌باشد.
نگرشی تحقیقی به آمار و سوابق ثبت شده جنگ‌های گذشته موید این موضوع می‌باشد که به علل وجود شکاف فناوری بین تسلیحات مدرن آفندی هوایی دشمن و تسلیحات پدافند هوایی خودی، آسیب‌پذیری سامانه‌های پدافند هوایی در برابر جنگ الکترونیک، غافلگیر شدن این سامانه‌ها در برابر هواپیماهای تهاجمی و موشک‌های کروز و بالستیک، پرتاب موشک از ماورا برد جنگ افزارهای پدافند هوایی، فقدان سلاح‌های ضد موشک، اهداف حیاتی و حساس موجود را در صورت نبود و یا ضعف اقدامات دفاع غیرعامل به هدف‌های ساده و آسانی برای هدف‌گیری موفق و سریع هواپیماهای حمله‌ور و تسلیحات آفندی دشمن تبدیل خواهد نمود.
جنگ‌ها با پیشرفت‌ فناوری و بکارگیری تسلیحات مدرن و هوشمند، ماهیت پیچیده‌تر و مخربتری به خود گرفته و هر روزه در گوشه‌ای از جهان شاهد کشتار انبوه مردم و تخریب و انهدام منابع و سرمایه‌ها و زیرساخت‌های ملی آنها در اثر بمباران و انبوه آتش ویرانگر دشمنان بوده و این روند متوقف نشده و ادامه خواهد یافت.
در خلال جنگ جهانی دوم برای از بین بردن یک نیروگاه با احتمال انهدام 96 درصد که ابعادی معادل 400 در 500 فوت مربع داشت تعداد 650 بمب 500 کیلوگرمی توسط 110 بمب‌افکن
B-17 به کار می‌رفت اما در جنگ خلیج فارس، هر نیروگاه توسط دو بمب هدایت شونده به طور دقیق منهدم گردید یعنی هر هواپیمای بمب‌افکن در جنگ خلیج فارس معادل 110 بمب‌افکن B-17 کارایی داشت.
در جنگ سال 1991 (جنگ خلیج فارس) پالایشگاه‌ها و مخازن نفتی با 1200 تن بمب طی 500 سورتی پرواز بر روی 28 پالایشگاه عراق بمباران و تولید نفت عراق به طور کلی متوقف گردید.
امروزه کشورهایی که طعم خرابی و خسارت ناشی از جنگ را چشیده‌اند جهت حفظ سرمایه‌های ملی و منابع حیاتی خود توجه خاص و ویژه‌ای به دفاع غیرعامل نموده و در راهبرد دفاعی خود جایگاه والایی برای آن قایل شده‌اند ونمونه بارز آن کشور کره شمالی می‌باشد که با اتخاذ سیاست و استراتژی تمرکز‌زدایی در این راستا اقدامات بنیادی و اساسی جالب توجهی اتخاذ نموده است و جوهره و ثقل اصلی آن، اقدامات دفاع غیرعامل و ملاحظات جدی دفاعی، امنیتی و اقتصادی در ساخت و احداث مراکز حیاتی از قبیل متروی پیونگ‌یانگ با عمق 95 الی 105 متر مقاوم در برابر سلاح‌های متعارف و غیرمتعارف، احتراز از ساخت و احداث مجتمع‌های بزرگ و زیرساخت‌های حجیم کلیدی و توجه به ساخت و احداث مراکز حیاتی و حساس به صورت کوچک و پراکنده نمودن آنها در اقصی نقاط کشور ، احداث تونل‌های عظیم زیرزمینی، ایجاد صدها بندر کوچک با ظرفیت بارگیری یک تا دو کشتی در طول سواحل کشور، احداث جاده کمربندی با تونل‌های زیرزمینی در مرزها برای تسهیل نقل و انتقالات نظامی، احداث سد بزرگ نامپو در نزدیکی مصب رودخانه ددونگ کنگ در حاشیه سواحل غربی کره شمالی با استفاده دو منظوره اقتصادی و دفاعی سلاح آب بوده است.
نوام چامسکی قبل از وقوع جنگ اخیر عراق در مقایسه میان عراق و کره شمالی می‌گوید "به نظر می‌رسد به واسطه بی‌دفاع بودن عراق، تهاجم به این کشور باموفقیت انجام می شود " اگر کره شمالی و عراق را با هم مقایسه کنیم ، عراق بی‌دفاع‌ترین و ضعیف‌ترین رژیم منطقه است در حالی که یکی از مخوف‌ترین دیکتاتورها در آنجا حکومت می‌کند در مقابل، کره شمالی یک تهدید به حساب می‌آید و به یک دلیل ساده به آن حمله نمی‌شود زیرا کره شمالی از یک عامل بازدارنده قوی برخوردار است یعنی توپخانه عظیمی که سئول را هدف گرفته است در صورتی که امریکا به این کشور حمله کند کره شمالی می‌تواند قسمت زیادی از کره جنوبی را نابود کند، به عبارت دیگر امریکا به کشورهای دنیا می‌گوید: "اگر بی‌دفاع هستید ما هر زمان که دلمان بخواهد به شما حمله می‌کنیم و اگر سدی دارید ما عقب‌نشینی می‌کنیم ".
اجتناب‌ناپذیر بودن وقوع جنگ‌ها در طول تاریخ بشری ، وقوع حداقل 4 جنگ مهم در حریم مرزهای سرزمین میهن اسلامی در چند ساله اخیر و اهداف راهبردی امریکا در محاصره، مهار، تضعیف و براندازی جمهوری اسلامی، وجود طیف گسترده تهدیدات بالقوه و بالفعل کانون‌های بحران در پیرامون کشور، این پیام را به ما می‌دهد، "همچنان‌که نباید مرعوب تهدیدهای دشمن گردید، از سوی دیگر می‌بایست با اقدامات و تدابیر موثر دفاعی، خود را آماده مقابله با تهدیدات بالقوه و بالفعل دشمن نمود " و بخش بسیار مهم و حیاتی از این آمادگی در شرایط تهدیدات نامتقارن ، اتخاذ راهبردهای دفاعی غیرعامل در جهت خنثی سازی و تقلیل و کاهش خسارات حملات احتمالی هوایی دشمن به مراکز ثقل میهن اسلامی و بالا بردن آستانه مقاومت ملی می‌باشد. شایسته است این رهنمود و سخن حکیمانه امام راحل، را فرا روی خود قرار دهیم که:
در هر شرایطی باید بنیه دفاعی کشور در بهترین وضعیت باشد، مردم در طول سال‌های جنگ و مبارزه، ابعاد کینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کرده‌اند، باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوه‌ها و شکل‌های مختلف احتمال تجاوز را مجددا از سوی ابرقدرت‌ها و نوکرانشان بایدجدی بگیریم.

تعاریف و اصطلاحات

یکی از کارهای اساسی و بنیادین مورد توجه معاونت پدافند غیرعامل، ایجاد یکنواختی و استاندارد سازی در تعاریف و واژگان کلیدی پدافند غیرعامل می‌باشد تاانشا‌ءا... مفهومی مشترک برای مخاطبین ایجاد گردد، زیرا تا هنگامی که اشخاص و سازمان‌ها در درک معانی واژه‌ها اختلاف دارند، درک مشترک را با مشکل مواجه خواهد ساخت.

پدافند غیرعامل
Passive Defense

به مجموعه اقداماتی اطلاق می گردد که مستلزم به کارگیری جنگ افزار نبوده و با اجرای آن می‌توان از وارد شدن خسارات مالی به تجهیزات و تاسیسات حیاتی و حساس نظامی و غیرنظامی و تلفات انسانی جلوگیری نموده و یا میزان این خسارات و تلفات را به حداقل ممکن کاهش داد.
اقدامات پدافند غیرعامل شامل استتار، اختفاء، پوشش، فریب، تفرقه ‌و پراکندگی، استحکامات و سازه‌های امن و اعلام خبر می‌باشد.

ملاحظات

1- در تعاریف ارایه شده در منابع خارجی عامل تهدید دشمن در پدافند غیرعامل به صورت عام با واژه عملیات خصمانه
Hostile Attack و در پدافند هوایی غیرعامل حملات هوایی و موشکی دشمن عنوان شده است.
2- علیرغم اینکه اصل مکان‌یابی جزء مصادیق پدافند غیرعامل منظور نشده است ولی در آیین‌نامه استتار آنرا جزء 3 اصل عمده و اولیه پدافند غیرعامل مشروحه ذیل،محسوب نموده است و اهمیت آن به حدی است که مکان‌یابی صحیح و غیرصحیح، سایر اقدامات پدافند غیرعامل را تحت تاثیر جدی قرار می‌دهد.

مکان‌یابی
siting or Location

انضباط ‌استتار
Camouflage Discipline

ایجاد استتار
Camouflage Construction

توضیح اینکه سه موضوع عمده که می‌بایست درمکان‌یابی به آن توجه خاص مبذول گردد به شرح ذیل است:

1) ماموریت
Mission : امکان اجرای ماموریت در مکان تعیین شده موجود باشد.
2) پراکندگی
Dispersion : وسعت مکان انتخابی به صورتی باشد که امکان پراکندگی مناسب تاسیسات و تجهیزات را فراهم نمایند.
3) شکل عوارض و محیط
Terrain Pattern :‌ احداث تاسیسات و استقرار تجهیزات به گونه‌ای باشد که همرنگی و هماهنگی با عوارض محیطی (روستایی، کویری، کوهستانی، جنگلی و شهری) را داشته باشد.

دفاع غیرنظامی (
Civil Defense )

دفاع غیرنظامی، تقلیل خسارت مالی و صدمات جانی وارده بر غیرنظامیان در جنگ یا در اثر حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله، طوفان، آتشفشان، آتش‌سوزی و خشکسالی می‌باشد.

در منابع خارجی، وظایف دفاع غیرنظامی شامل چهار عنوان ذیل می‌باشد:

1- اقدامات پیشگیرانه و کاهش دهنده
Mitigation

2- آماده سازی و امداد رسانی
Preparation

3- هشدار و اخطار
Response

4- بازسازی مجدد
Recovery

ملاحظات

ارائه تعریف دفاع غیرنظمی در این نوشتار که در حوزه پدافند غیرعامل نمی‌باشد بیشتر در جهت آگاهی مخاطبین در تمیز بین پدافند غیرعامل و دفاع غیرنظامی می‌باشد زیرا به دلیل عدم شناخت جامع در بسیاری از کتب، مقالات و یا نوشتارهای داخلی مشاهده گردیده است که دو مفهوم یاد شده با همدیگر اشتباه گرفته می‌شود.

هدف
Target

موجودیتی مشخص، اعم از جاندار یا بی‌جان که در نظر است با توسل به عملیات نظامی، سیاسی، اقتصادی یا روانی به آن صدمه زده شود، منهدم گردد تسخیر شود، یا تحت کنترل در آید.

پدافند عامل
Active Defense

عبارتست از بکارگیری مستقیم جنگ افزار، به منظور خنثی نمودن و یا کاهش اثرات علمیات خصمانه هوایی زمینی، دریایی، نفوذی و خرابکارانه بر روی اهداف مورد نظر.

مراکز حیاتی
Vital Centers

مراکزی هستند که در صورت انهدام کل یا قسمتی از آنها موجب بروز بحران، آسیب و صدمات جدی و مخاطره‌آمیز در نظام سیاسی، هدایت، کنترل و فرماندهی، تولیدی و اقتصادی، پشتیبانی، ارتباطی و مواصلاتی، اجتماعی، دفاعی با سطح تاثیرگذار سراسری در کشور گردد.

مراکز حساس
Critical Centers

مراکزی هستند که در صورت انهدام کل یا قسمتی از آنها، موجب بروز بحران، آسیب و صدمات قابل توجه در نظام سیاسی، هدایت،‌کنترل و فرماندهی، تولیدی و اقتصادی، پشتیبانی، ارتباطی و مواصلاتی، دفاعی با سطح تاثیرگذاری منطقه‌ای در کشور گردد.

مراکز مهم
Important Centers

مراکزی هستند که در صورت انهدام کل یا قسمتی از آنها، موجب بروز آسیب و صدمات محدود در نظام سیاسی، هدایت، کنترل و فرماندهی، تولیدی و اقتصادی، پشتیبانی، ارتباطی و مواصلاتی، اجتماعی، دفاعی با سطح تاثیرگذاری محلی در کشور گردد.

استتار و اختفا
Camouflage & Concealment

فن و هنری است که با استفاده از وسائل طبیعی یا مصنوعی، امکان کشف و شناسایی نیروها، تجهیزات و تاسیسات را از دیده‌بانی، تجسس و عکسبرداری دشمن تقلیل داده و یا مخفی داشته و حفاظت نماید.مفهوم کلی استتار همرنگ و همشکل کردن تاسیسات، تجهیزات و نیروها با محیط اطراف می‌باشد.
اختفاء ، حفاظت در برابر دید دشمن را تامین می‌نماید و استتار امکان کشف یا شناسایی نیروهای، تجهیزات و تاسیسات و فعالیت‌ها را تقلیل می‌دهد.

پوشش
Cover

پوشش، پنهان سازی و حفاظت تاسیسات تجهیزات تسلیحات، نیروی انسانی در برابر دید و تیر دشمن می‌باشد.

پراکندگی
Dispersion

گسترش، باز و پخش نمودن و تمرکز زدایی نیروها، تجهیزات، تاسیسات یا فعالیت‌های خودی به منظور تقلیل آسیب‌پذیری آنها در مقابل عملیات دشمن به طوری که مجموعه‌ای از آنها هدف واحدی را تشکیل ندهند.

تفرقه و جابجایی
Separation

جداسازی، ‌گسترش افراد، تجهیزات و فعالیت‌های خودی از محل استقرار اصلی به محلی دیگر به منظور تقلیل آسیب‌پذیری، کاهش خسارات و تلفات می‌باشد، مانند انتقال هواپیماهای مسافربری به فرودگاه‌های دورتر از برد سلاح‌های دشمن و یا انتقال تجهیزات حساس قابل حمل از محل اصلی به محل موقت که بعلت عدم شناسایی و حساسیت مکانی، دارای امنیت و حفاظت بیشتری می‌باشد.

فریب
Deception

کلیه اقدامات طراحی شده حیله‌گرانه‌ی است که موجب گمراهی و غفلت دشمن در نیل به اطلاعات و محاسبه و برآورد صحیح از توان کمی و کیفی طرف مقابل گردیده و او را در تشخیص هدف و هدف‌گیری با شک و تردیدی مواجه نماید.فریب، انحراف ذهن دشمن از اهداف حقیقی و مهم به سمت اهداف کاذب و کم اهمیت می‌باشد.

مکان یابی
Location

یکی از اقدامات اساسی و عمده پدافند غیرعامل، انتخاب محل مناسب می‌باشد و تا آنجا که ممکن است باید از ایجاد تاسیسات حیاتی و حساس در دشت‌های مسطح یا نسبتاً هموار اجتناب کرد. زیرا تاسیسات احداث شده در چنین محل‌هایی را نمی‌توان از دید دشمن مخفی نگاهداشت و آسیب‌پذیری آن در برابر تهدیدات افزایش می‌دهد. ایجاد تاسیسات حیاتی و حساس در کنار بزرگراه‌ها، جاده‌های اصلی، کنار سواحل دریا، رودخانه‌ها و نزدیکی مرزها موجب سهولت شناسایی و هدف‌یابی آسان آنها توسط دشمن می‌گردد.

آمایش سرزمینی
Spatial

تنظیم و برنامه‌ریزی کمی و کیفی یک موضع، مکان (واحدهای خرد و کلان) با در نظر داشتن شرایط و عوامل سیاسی نظامی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، اقلیمی در سطح کلان و سیع می‌باشد. از مهمترین ویژگی‌های آن نگرش همه جانبه به مسائل، آینده نگری و دوراندیشی و نتیجه‌گیری‌های مکانی از محتویات استراتژی توسعه ملی می‌باشد.
آمایش سرزمینی، بهترین، دقیق‌ترین و ظریف‌ترین طرز انتقال عاقبت‌اندیشی منطقی و ملی حکومت بر سرزمین یا فضای حیاتی (واحدهای خرد و کلان) در چارچوب
عدالت است.
در کشورهای اروپایی مفهوم آمایش سرزمینی ابتدا مفهوم دفاعی دارد و سپس مفهوم توسعه‌ای پیدا می‌کند، قبل از ساخت نیروگاه، بزرگراه، سد و زیر ساخت‌های کلیدی موضوع در کمیته‌های نظامی و دفاعی مطرح می‌گردد و پس از بررسی لازم و اعمال ملاحظات دفاعی و امنیتی نسبت به ساخت آنها اقدام می‌گردد.

اعلام خبر
Early Warning

آگاهی و هشدار به نیروهای خودی مبنی بر اینکه عملیات تعرضی قریب الوقوع دشمن، نزدیک می‌باشد، این هشدار که برای آماده شدن است چند دقیقه، چند ساعت، چند روز و یا زمان طولانی‌تر از آغاز مخاصمات اعلام می‌گردد.
دستگاه‌های و وسائل اعلام خبر شامل رادار، دیده‌بانی بصری، آژیر، بلندگو، پیامها و آگهی‌های هشدار دهنده می‌باشد.

قابلیت بقاء
survivability

توانائی نیروهای مسلح و جوامع غیرنظامی یک کشور به نحوی که در مقابل حمله استقامت کند و ضمن تحمل آن قادر باشند به نحو موثری به وظایف محوله خود عمل نمایند، این توانایی عمدتاً در نتیجه دفاع عامل و غیرعامل به دست می‌آید.

استحکامات
Fortification

ایجاد هرگونه حفاظی که در مقابل اصابت مستقیم بمب، راکت، موشک، گلوله، توپخانه، خمپاره و یا ترکش آنها مقاومت نموده و مانع صدمه رسیدن به نفرات تجهیزات یا تاسیسات گردیده و اثرات ترکش و موج انفجار را بطور نسبی خنثی نماید.

استتار، اختفاء، ماکت فریبنده
CCD

استفاده و بهره‌برداری از اقلام، تجهیزات و روشهایی برای پنهان نمود،ن همگون سازی، تغییر شکل، شبیه‌سازی، ایجاد طعمه فریبنده و حذف شکل منظم هندسی اهداف در جهت ممانعت از کشف و شناسایی نیروها، تجهیزات، تاسیسات و فعالیت‌های خودی توسط سامانه‌های آشکار ساز و حساسه دشمن.

تصاویر زیر نشان می‌دهد که چگونه یکی از کارخانجات مهم هواپیماسازی در آمریکا (متعلق به شرکت لاکهید) در جریان جنگ جهانی دوم برای در امان ماندن از تیررس هواپیماهای ژاپنی مورد اختفا قرار گرفته به طوری که از بالا شبیه یک دهکده متروک به نظر می رسد: 

 کارخانه هواپیما سازی قبل از استتار

قبل از استتار


کارخانه هواپیماسازی بعد از استتار

 

بعد از استتار

   

اصول پدافند غیرعامل

مجموعه اقدامات بنیادی و زیر بنایی است که در صورت بکارگیری می‌توان به اهداف پدافند غیرعامل از قبیل تقلیل خسارات و صدمات، کاهش قابلیت و توانایی سامانه شناسایی، هدف‌یابی و دقت هدف‌گیری تسلیحات آفندی دشمن و تحمل هزینه‌ بیشتر به وی نائل گردد.
در اکثر منابع علمی و نظامی دنیا اصول و یا موضوعات پدافند غیرعامل شامل 6 الی 7 اقدام مشروحه ذیل می‌باشد که در طراحی و برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات اجرایی دقیقاً می‌بایست مورد توجه قرار گیرد.

1- استتار
Camouflage

2-اختفاء
Concealment

3- پوشش
Cover

4- فریب
Deception

5- تفرقه و پراکندگی
Separation & Dispersion

6- مقاوم‌سازی و استحکامات
Hardening

7- اعلام خبر
Early Warning


استراتژی انهدام مراکز ثقل:

صاحب‌نظران سیاسی و نظامی آمریکا، پس از تحمل شکست تاریخی خود در جنگ ویتنام 1973- 1964 مطالعات و تحقیقات قابل توجه و مستمری را در جهت بررسی شکست خود در جنگ یاد شده و دستیابی به استراتژی و شیوه‌های موثرتر جنگ‌های هوایی نمودند، در سال 1988 سرهنگ هوایی جان واردن کتابی با عنوان نبرد هوایی را تهیه و تدوین نمود و در دهم آگوست 1991 با سمت مشاور نظامی امنیت ملی آمریکا، نظریه، خود را که به تئوری پنج حلقه واردن مشهور می‌باشد به پنتاگون و فرماندهان وقت نظامی، ژنرال نورمن شوار تسکف و ژنرال کولین پاول ارائه نمود که مورد قبول واقع گردید.
تئوری یاد شده بر این مبنا می‌باشد که مهمترین وظیفه در طرح‌ریزی یک جنگ، شناسایی مراکز ثقل کشور مورد تهاجم بوده و چنانچه این مراکز با دقت لازم شناسایی و مورد هدف قرار گیرند، کشور مورد تهاجم در اولین روزهای جنگ طعم شکست نظامی را چشیده و در کوتاهترین مدت به خواسته‌های کشور مهاجم (آمریکا) تن در داده و تسلیم خواهد شد.
تئوری یا مدار 5 حلقه واردن دقیقا مورد استفاده فرماندهان عملیاتی آمریکا و متحدین در جنگ 43 روزه 1991 (جنگ اول خلیج فارس)، مناقشه کوزوو (جنگ 11 هفته‌ای سال 1999 ناتو علیه یوگسلاوی) و جنگ اخیر آمریکا و انگلیس علیه عراق (2003) قرار گرفته است.
در تئوری مذکور، مراکز ثقل یک کشور، به صورت سیستمی همانند اعضا یک بدن قلمداد گردیده و در صورت انهدام هر یک از مراکز ثقل، سیستم، پیکره و کالبد کشور مورد تهاجم فلج گردیده و قادر به ادامه فعالیت و حیات نخواهد بود.
مراکز حیاتی و حساس نظامی و غیرنظامی کشور، می‌بایست با برنامه ریزی‌های جامع، مستمر و اقدامات اجرائی پدافند غیرعامل ضمن سلب ابتکار و آزادی عمل از دشمن و تحمیل شرایط سخت و دشوار، اقدامات تهاجمی وی را خنثی نموده و آستانه مقاومت نیروهای خودی را ارتقا دهند.

 

 

 

نویسنده : شاهد : ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۳ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

نماد اسرائیل در خیابان فاطمی!

 

نویسنده : شاهد : ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم